سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

تولد یک سالگی سام

این عکسای وبلاگت در روز تولدته که گفتم برات یادگاری بمونه وبلاگت در روز تولدت گل پسر قشنگم . امسال که اولین سال تولدت بود برات دو تا مهمونی گرفتیم که توی تاریخ‌های 12 اردیبهشت و 2 خرداد بود 12 اردیبهشت مامی و باباچی و خاله ملی و دوستای خانوادگیمون بودن و دوستای کوچولوت. و چون مامان مریم تاریخ 1 خرداد بعد از ماه‌ها از پیش عمه سارا از لبنان اومدن در تاریخ 2 خرداد هم یک مهمونی گرفتیم که فامیل بابایی اومدن. و در کل مهمونیای خوبی بودن جفتشون منم سعی می‌کنم که عکسا و خاطراتشونو برات ثبت کنم که وقتی بزرگ شدی از اولین سال تولدت خاطره داشته باشی عزیزم. کیک اولین جشنت شبیه رنگین کمون بود و یک شمع قرمز یک داشت ...
7 خرداد 1392

تولدت مبارک

پسرم! یک بهار ، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی،زین پس همه چیز این جهان تکراریست،جز مهربانی! ..... ...
31 ارديبهشت 1392

اینم عکس آتلیه یک سالگیت

آتلیه یکی از عکساتو برات آماده کرده که برای تولدت ازش استفاده کنیم همونی که من برات باهاش کارت دعوت درست کردم. دوتا دندونای قشنگ خرگوشیت توش معلومه و یک کلای با مزه هم سرت گذاشتیم البته حدودا 13 عکس انتخاب کردیم اما فعلا این و آماده کردیم برات بقیشم بعدا برات می‌زارم:)   ...
30 ارديبهشت 1392

کارت دعوت تولد سام 2

اینم کارت دعوت خوشگلی که بابایی برات طراحی کرده و خودش شعرشو گفته تم تولدتم رنگین کمونه و همه چیزات رنگین کمونی :) اینم از بنری که بابایی طراحی کرد . من بهش گفتم که یک ساعت طراحی کنه و از وقتی به دنیا اومدی تا 12 ماهگیت تموم میشه عکساتو به جای عددای ساعت بزاره و دست بابایی درد نکنه که خیلی زیبا برات طراحیش کرده :)) الهی که من فدای این گل پسر قشنگم بشم. ...
30 ارديبهشت 1392

کارت دعوت تولد گل پسرم

  دارم میشم یک ساله      وای که چه کیفی داره راه میرم و می‌خندم        راستی که مثل قندم بفرمایید تولد                  تولد سام جون جشن بگیریم و بخندیم    در رو روی غم ببندیم   اینم متن شعری که زیرش نوشته شده این کارتو خودم درست کردم برای گل پسرم فردا روزی هستش که به دنیا اومدی و منو عاشق‌ترین کردی. بهترین روز زندگی من پارسال 31 اردیبهشت ماه بود. و لحظه به دنیا اومدنت قشنگ‌ترین لحظه زندگی من بود عزیزم . توصیفش برای من خیلی سخته چون با کلام...
30 ارديبهشت 1392

تا آخرین نفس جا نزنی

امروز این متن و دیدم و روم کلی تاثیر گذاشت و گفتم برات اینجا بزارم ، شاید به دردت بخوره و برات آموزنده باشه گلم   پس از جدایی از همسر، از دست دادن شغل و مرگ مادرش، کتابی نوشت که دوازده بار توسط انتشارات مختلف رد شد جی کی رولینگ نویسنده سری کتابهای هری پاتر : پردرآمد ترین نویسنده تاریخ و برنده عنوان “تاثیر گذار ترین زن بریتانیا” ----------------------------------------------------------------------------------- توسط کمپانی سازنده موسیقی رد شدند چرا که کمپانی از صدا و موسیقی با گیتار آنها خوشش نیامد گروه بیتلز: تاثیر گذار ترین گروه موسیقی قر...
23 ارديبهشت 1392

بده

امروز بابایی تو ماشین نشسته بودیم و داشتیم میرفتیم به سمت خونه مامی و باباشی که شمارو بزاریم و بعدش بریم سر کار شما هم داشتی شیر می‌خوردی . بابایی یک جورایی ترسناک رانندگی کرد و منم که ترسیده بودم یهو گفتم . یاسر جان بد رانندگی کردیا!  یک هو شما بلد شدی گفتی بدههه من و بابایی از تعجب و خنده نمی‌دونستیم چی کار کنیم گلم بزرگ شدی همه چیزو می‌فهمی هااا . عاشقتم گل مننن
23 ارديبهشت 1392

دومین بهار سام

گل مامان این دومین بهاری هستش که خداوند مهربون شمارو به ما داده و من و مامان کرده دیگه چیزی تا تولد یک سالگیت نمونده و منم یاد آخرین روزایی هستم که شما توی دلم بودی . وای که چه حال عجیبی بود. خدارو شکر برای همه نعمت های خوبش و خدارو شکر برای شما عشق من. امروز داشتم فیلم به دنیا اومدنتو می دیدم و شما هم داشتی بازی می کردی کلی یاد اون روز و حال و هوای اون روز افتادم. می دونی وقتی که آدم مامان می شه کلی زندگیش فرق می کنه . آخه به نظر من همه آدمای دنیا با یک امیدواری زندنگی می کنن که اون امیدواری براشون هدف می شه و اون هدف تلاشو به دنبال می یاره و در آخر نتیجه اونارو شاد و خوشبخت می کنه و تو هم هدف و امیدواری و خوشبختی آینده من و بابایی هستی عزی...
20 ارديبهشت 1392

اولین قدمای نازنین پسرم

گل مامان روز 23 فروردین بود که وقتی بیدار شدی شروع کردی از اینور تخت ما به اون ور تخت قل خوردن و خندیدن تا حالا اینجوری پشت سر هم این کارو نکرده بودی منم که کلی خندیدم و کیف کردم همون روز هم با بابایی وقتی با هم بازی می‌کردیم و شما راه می‌رفتی پشت پیرهنتو ول کردم و دیدم 8 9 تا قدم خودت رفتی وای که نمی‌دونی چه حالی شدم گل پسرم عاشقتم و کیف کردم که خودت راه می‌ری . دو تا دندونم تو عید درآوردی بعد از کلی سختی کشیدن مبارکت باشه گلم دو تا دندون بالاتو روز 8 عید درآوردی و الان دارن بزرگ و بزرگ‌تر می‌شن دو تا دندون خرگوشی خوشگل مثل دندونای بابایی و خاله ملی بزرگن:)) با این دوتا خوشگل تر و شیطون‌تر به نظر می رسی . ...
26 فروردين 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد